تبليغاتX
بیاین پابرهنه باشیم!!!
 
وب نوشت امیر امین الرعایایی؛کفش هایت را از پا در بیاور این تعلقات به دنیا را این جا همه پابرهنه اند
باری که هزار ساربان دارد...!!!!
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : شنبه هشتم بهمن 1390
زمان : 19:22
قبل نوشت: نمی دونستم از کجا و چطور بنویسم پس قلم راآزادگذاشتم تاهرچه می خواهد بنویسد از هرکجا...!!

الان دوسالی از بودنم توی سیستم دانشگاهی پیام نور می گذره اوایل به هردلیلی که حالا خودم هم

چندان نمی دانم از عملکرد و سیستم آن به هر شکلی که بود دفاع می کردم حتی شده باسکوت!  

اما این اواخر به واقعیتی تلخ رسیدم واقعیتی که غیرقابل انکار که مرا بهت زده کرده: «تا وقتی در پیام

 نور هستی چاره ای جز جنگیدن نداری!!!»  حالا این نبرد یا بین انبوه کتاب های درسی است که

 نمیدانی ترم بعدباز هم در دانشگاه ارائه می شود یا جایش را به منبع دیگری می دهد!! یا سردرگم

 شدن در اطلاعیه ها و گزارشاتی است که گاه و بی گاه از هرکجا هوار می شود روی سرت تاجایی که

رئیس دانشگاهت راهم به واکنش وامی دارد!! و باز تو می مانی و این میدان و راهی که جز جنگیدن برای

 به منزل مقصود رساندن این بار نیست !!باری که هزار ساربان دارد...!!!!

پی نوشت:انشالله از این پس بیشتر درباره پیام نور خواهم نوشت!!



موضوع : بودها و نبودهای پیام نوری!! |


بهار شادی اهل بیت(س)
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : چهارشنبه پنجم بهمن 1390
زمان : 15:22
پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله:

هرکس بشارت رسیدن ماه ربیع الاول را به من بدهد بشارت بهشت را به او می دهم!

 پی نوشت:حلول ماه شادی ائمه برهمه مسلمانان جهان مبارک !



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


توقف زمان دراربعین زینب (س)!!
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : جمعه بیست و سوم دی 1390
زمان : 14:41
به هرطرف دشت که می نگری حسین(ع) را می بینی ...

دشت خالی از خار است یادوقتی می افتی که برادرت آرام آرام آن ها را جمع کرد تا کودکان زخمی تر

نشوند...

آن طرف تر خیمه سوخته برادر را می بینی و  آمد و رفت ها...حرّ،زهیر و... !!

وخیمه بنی هاشم را و زیر لب زمزمه می کنی:جوانان بنی هاشم بیایید...راستی جوانان بنی هاشم

الان کجاهستند؟؟؟!!!

چشمانت که به علقمه می افتد به آسمان می نگری تا شاید ماه ات عباست را بیابی اما تنها خورشید

 می سوزاند وجودت را...!!! 

اماپیکرها ناپیداهستند زیر هزاران هزار نیزه و ...!!

سرهای هزاران تیر ونیزه برپیکرهاست و تو اما همه را میشناسی...!!

اربعین است و وگذر این چهل روز انگار چهل قرن برایت گذشته !!

اماچه اهمیت دارد وقتی باز به برادرت به تمام وجودت به عشق(ع) رسیده ای ..!!؟؟؟!!

 ****

حالا اربعین بعداز قرن ها هنوز به طواف عشق می رویم وقتی عشق را  حسین (ع) را به این سرزمین

 هدیه دادی!! و گذر کردی در عبور زمان...!! و زمان انگار متوقف شده در همان اربعین تو!!اربعین کربلای

زینب (س)

 

  



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


قافله سالار مصائب
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : جمعه بیست و سوم دی 1390
زمان : 13:46
کودک است که پدر را دست بسته می برند در کوچه های کوفه!!

کودک است که می بیند مادر پهلوهایش شکسته و خانه به هم نشسته!!

 بزرگ تر که می شود فرق بابارو می بیند غرق در خون

و بعد تر برادر را که جگرهایش آتش گرفتند

حالا حسین (ع) مانده اند او ...!!

اینجا کربلاست که حسین (ع)  هم می رود!!

حالا او مانده است بایک کاروان که در کودکی دیده اند برادرشان / پدرشان باخون وضو ساخته اند برای

 به معراج رفتن!! درحالی که  او  را  دست بسته می برند در کوچه های کوفه و شام  و... و پهلوهایش

شکسته و جگرش سوخته او قافله سالار است قافله سالار مصائب که تنها زینب(س) می نامندش!!

پی نوشت:

«روضه کربلا همه به پاکنید/گریه کن ها زینب (ع) رو بیایید دعا کنید!!»



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


کوفه همین دنیای ماست!!!
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : جمعه بیست و سوم دی 1390
زمان : 13:29
کوفه- بعدازسقیفه:

دیگر جواب سلام علی (ع) را هم نمی دهند!!!

کوفه- بعداز کربلا:

دیگردخترعلی (ع) نای راه رفتن هم برایش نمانده از بارش سنگ حرف ها!!!

کوفه- بعداز پشیمانی:

نوش دارو شده اند بعداز مرگ سهراب با خون خواهی که به خودکشی می ماند!!!

***

انگاراین روزها همه ی دنیا «کوفه» شده !!! ونیرنگ شامیان هنوز به قرآن ورق ورق برسرنیزه می کند و

حسین زمان را به معجر خون می کشد!!!



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


حکایت«من»
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم دی 1390
زمان : 16:34

پرده اول:

مسیر رفت و آمدم به دانشگاه از دوتا بیمارستان و مرکز نگهداری بیماران روانی میگذره ... تا همین چند

وقت پیش هر بار که چشمم به تابلوی این جاها می افتاد از خودم می پرسیدم چی میشه که آدم خلیفة

 الله میرسه به اینجورجاها...؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!هزارجورجواب پیداکردم اما هیچ کدوم قانع ام نکرد تا اینکه

شنیدم « هر گناهِ آدمی گوشه ای از عقلش را نابود می کند» و آخر کاربه جایی می رسدکه....!!!!

پرده دوم:

بگو پناه می برم به پروردگار مردم، فرمانروای مردم، معبود مردم اشر وسوسه گر نهانی آن که در دل های مردم وسوسه می کند؛خواه ازجنیان باشد یا آدمیان.(*)

چند وقتی باید ذکر اعوذبالله «منم»شیطان الرجیم گرفت وقتی شیطان هم در برابر «من»زانوی شاگردی میزند!!!

(*): قرآن کریم/ سوره الناس

پی نوشت: کربلا انگار حکایت همین «من»  بود...!!!



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


علمدارِ اشک
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : پنجشنبه هشتم دی 1390
زمان : 11:49

... دستانش که قطع شد

به دهانش گرفت

مَشک که تیر خورد

چشمه ی چشم ها جاری شد

                   ***

او «علمدارِ اشک» بود...!!!

 

 



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


هدیه ویژه
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : سه شنبه ششم دی 1390
زمان : 18:25

 گفتند: تولدش است!!

گفت: به یُمن شادی ما هرچه بخواهدمی دهیم!!چه می خواهد؟؟

گفتند: بابا..!!!

              ****

شمع سه ساله سو سو می زد!

با رونمایی از «هدیه ویژه» شمع خاموش شد!!

 



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


کدام برّنده تر است؟؟؟؟!!!
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : دوشنبه پنجم دی 1390
زمان : 20:40

 لباس رزم اش سپید بود...

...و  تنها سلاحش: اشک!!!

                    ***

به میدان رزمگاه که آمد؛ ندایی به وسعت ابدیت درفضا پیچید:

کدام برّنده تر است:

تیر سه شعبه یا سلاح سربازشش ماهه؟؟!!!!




موضوع : این روزها(مناسبت ها) |


هق هق خیمه ها
نویسنده : پابرهنه زاده
تاریخ : جمعه دوم دی 1390
زمان : 18:7
هوا بوی خاک می دهد ... بوی خون ...  بوی  شهادت ... !!!

از خودم می پرسم چرا هرسال سیاه پوش می شوم؟؟؟ !!!

صدای هق هق خیمه ها در گلوگاه باد به گوش می رسد ...

آیینه ها سیاهی را به انعکاس گذاشته اند و فانوس های شهر همه خاموش اند!!!

می گویند نوری در راه است که چشم ها را خیره خواهد کرد...!!!


چشمان بی چشم مردمانی که نخواستند بشنوند ندای « هل من ناصر ینصرنی »را...


و حالا وقتی در این وانفسای بی روح شهر ندایی با همین ضرباهنگ می پیچد؛ علم ها و بیرق ها از

هرسو سر به در می آرند...


تا شاید این آخرین محرم بی او باشد و با ندای « یاالثارات الحسین » از راه برسد!!
                                                          ***
و محرمی دیگر به روزهای اخرش نزدیک می شود و تو...

...تو کجایی ای جواب تمام سوال های این سال های من؟؟؟؟؟؟؟؟!!!

 



موضوع : این روزها(مناسبت ها) |



مرجع دریافت قالب ها و ابزارهای مذهبی
Design By : Ashoora.ir


 

پایگاه جامع عاشورا