قیدار یعنی...!!
سلام...
عصرما عصر گم گشتگي است...عصر فراموشي و زندگي با خاطره ها!شايد براي همين بوده كه جناب
رضاي اميرخاني هم دررمان جديداش كه قيدار نام نهاده براي ترسيم و گفتن از مردي و مردانگي رفته به
سراغ آدم هاي دهه 50!رماني كه امضاي نويسنده را بيشتر از هرچيز به دنبال خود داردوقتي آنقدر غرق
در خواندن مي شوي كه تا سربلند مي كني ساعت از 2نصف شب گذشته و هنوز مشغول خواندني
بدون لحظه اي خستگي انگار كه خودت در كوچه پس كوچه هاي تهران روان شده اي!

پ.ن1: نميدانم مي شود اسم اين چندخط را گذاشت معرفي يك كتاب يانه اما به هرحال به نظرم نبايد
خواندن «قيدار» را از دست داد خصوصا كه بيشتر «للحق» است تا «للخلق»
پ .ن2:چندسال است كه سايه مشق مي كنم تا بتوانم كتابي چاپ كنم ...حالا جداي از هفت خوان
پيداكردن ناشر و مراحل چاپ به نظرم هنوز راه درازي مانده چاپ كردن ... راهي كه قدم هاي اولش
شايد خواندن سياهه صدتايي رمان ي كه جناب اميرخاني در سرلوحه ها رديف كرده اند! و سياه مشق
كردن تاروزي كه وقتش برسد!